نجات معجزه آسا !!!

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 9:59 توسطمیثاق شبرنگ | موضوع :در هم

سلام به همه

یه مطلب گذاشتم حیرت انگیز ...

مو به تن آدم سیخ میشه ...

ازتون میخوام بعد دیدن و خوندن  یه صلوات بلند بفرستین ...

چرا واستادین ؟! برید دیگه...

ادامه مطلب...

داستان کوچولو 2

ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 8:44 توسطمیثاق شبرنگ | موضوع :در هم

سلام به همه.

سه تا داستان دیگه آوردم... ولی فرقش با قبلی در اینه که اینا عشقولانه هستن...

۱. عاشقی شرط ندارد... 

۲. قلب نارک 

۳. شرط عشق...

I LOVE YOU

اگه تکراری بود بگین درستش کنم...

داستان کوچولو 1

ارسال شده در تاریخ یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 6:27 توسطمیثاق شبرنگ | موضوع :همه ی مطالب

با اجازه از پدر غصه گوی خودمون...

رحمان جان ببخش دیگه! باید از این به بعد منو تحمل کنی...

البته اعتراف میکنم هیچ وقت نمیتونم به پای تو برسم. تو استادی. ولی...

امیدوارم خوشتون بیاد و تکراری نباشه...

بد شانسی در چت.......

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 9:19 توسطمیثاق شبرنگ | موضوع :طنز

پسر : سلام خوبی؟ مزاحم نیستم؟

دختر : خواهش میکنم asl plz ? 

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/ نازنین/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی! شما مجردین؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردین؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه
MIT آمریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته‌ی گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر:
wow چه عالی! واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه‌ی تجریشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر: خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند!؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند، خیابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فامیلی شما چیه؟
پسر: من؟ حسینی! چطور!؟
دختر: چی؟ وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟ تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ی خونه رو بدی! مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ، عمه ملوک شمائین؟ چرا از اول نگفتین؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده....، آخه می دونین...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ی منو به آدمای توی چت میدی؟ می دونم به فریده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین! اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا!
راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای......

اولین مطلب...

ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 7:5 توسطمیثاق شبرنگ | موضوع :طنز

روزی دخترک از پدرش پرسید: 'پدر نژاد انسان ها از کجا اومد؟ پدر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد.
دو روز بعد دختر همین سوال رو از مادرش پرسید. مادرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد...'
دخترک که گیج شده بود نزد پدرش رفت و گفت:پدر تو گفتی خدا انسان ها رو آفرید ولی مامان میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند... من که نمی فهمم!
پدرش گفت:عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و مامانت درمورد خانواده ی خودش!


فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند.یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.

وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت:من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم.خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حوله حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت:او خودش را دار نزد!من آویزونش کردم تا خشک بشه........................ حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟

آخرین مطالب

هم همه ...
تاریخچه شرکت اپل
تولد 19 سالگی گوگل
10 سازمان‌ سری دنـیــا
چگونه دی‌وی‌دی رایتر لپ‌تاپ خود را با یک هارددیسک جایگزین کنیم؟
آیا می توان از یک شارژر یو اس بی برای شارژ همه ی وسیله ها استفاده کرد؟
از اولین پلی استیشن تا پلی استیشن 4 پرو
نگاهی آماری بر موفقیت های Clash of Clans در ایران
رویایی باطل؛ چرا هوآوی شانس چندانی برای برتری در بازار موبایل ندارد؟
راز کوسه های دو سر چیست؛ پدیده ای که در سال های اخیر افزایش یافته

    «