روز مهندس - داستان مهندس و قورباغه

ارسال شده در تاریخ شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 1:0 توسطمیثاق شبرنگ | موضوع :همه ی مطالب

روزی یک مهندس در حال عبور از یک جاده بود که یک قورباغه او را صدا کرد و گفت : اگر مرا ببوسی، من به پرنسس زیبایی تبدیل خواهم شد!
او خم شد، قورباغه را بلند کرد و در جیبش گذاشت.
قورباغه دوباره صدا کرد و گفت : اگر مرا ببوسی و به پرنسس زیبایی تبدیل کنی، برای یک هفته پیش تو خواهم ماند!
مهندس، قورباغه را از جیبش در آورد، لبخندی به او زد و دوباره او را در جیبش گذاشت.
قورباغه این بار گریه کرد و گفت : اگر مرا ببوسی و به پرنسس زیبایی تبدیل کنی، برای یک هفته پیش تو خواهم ماند!
این بار نیزمهندس، قورباغه را از جیبش در آورد، لبخندی به او زد و دوباره او را در جیبش گذاشت.
سرانجام قورباغه پرسید : موضوع چیست؟ من به تو گفتم من یک پرنسس زیبا هستم، که با تو برای یک هفته خواهم ماند. چرا مرا نمی بوسی؟
مهندس گفت : نگاه کن! من یک مهندسم! من برای یک دوست دختر وقتی ندارم! اما یک قورباغه سخنگو واقعاً برایم جالب است!

ما مهندسا همچین آدمایی هستیما :))

آخرین مطالب

هم همه ...
تاریخچه شرکت اپل
تولد 19 سالگی گوگل
10 سازمان‌ سری دنـیــا
چگونه دی‌وی‌دی رایتر لپ‌تاپ خود را با یک هارددیسک جایگزین کنیم؟
آیا می توان از یک شارژر یو اس بی برای شارژ همه ی وسیله ها استفاده کرد؟
از اولین پلی استیشن تا پلی استیشن 4 پرو
نگاهی آماری بر موفقیت های Clash of Clans در ایران
رویایی باطل؛ چرا هوآوی شانس چندانی برای برتری در بازار موبایل ندارد؟
راز کوسه های دو سر چیست؛ پدیده ای که در سال های اخیر افزایش یافته