مامان جونمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 3> 3>

ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 15:11 توسطفاطمه سادات جعفری | موضوع :

بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود
اکنون بزرگ شده ام مادرم را می خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش
می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم.
نه اینکه دلم خوش شود که می دانم نمی شود !
شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم   


مادری که در کهنسالی با اینهمه درد و بیماری ،
وقتی می بینه هیچکس دردشو باور نداره ، با خودش میگه " حتمأ " من خوبم " و سعی میکنه با کمر خمیده و پای لنگش ادای آدمای سالمو در بیاره .
قدرشونو بدونیم تا وقتی هستند . زمان خیلی زود " دیر " میشه !!!    




دغدغه روزمره ام ، بودن توست !
نفس کشیدنت ..
ایستادنت ..
خندیدنت ..
"مــــــــــادرم"
تو باشی و خدا
دنیا برایم بس است ...  



ابر واژه ها: مادر, روزمادر

آخرین مطالب

هم همه ...
تاریخچه شرکت اپل
تولد 19 سالگی گوگل
10 سازمان‌ سری دنـیــا
چگونه دی‌وی‌دی رایتر لپ‌تاپ خود را با یک هارددیسک جایگزین کنیم؟
آیا می توان از یک شارژر یو اس بی برای شارژ همه ی وسیله ها استفاده کرد؟
از اولین پلی استیشن تا پلی استیشن 4 پرو
نگاهی آماری بر موفقیت های Clash of Clans در ایران
رویایی باطل؛ چرا هوآوی شانس چندانی برای برتری در بازار موبایل ندارد؟
راز کوسه های دو سر چیست؛ پدیده ای که در سال های اخیر افزایش یافته